در این دوران، هنر در خدمت ایمان بود. موزاییکهای طلاکوب بیزانس و پنجرههای شیشهرنگی کلیساهای گوتیک، نور را به وسیلهای برای تجربهٔ قدسی بدل کردند؛ پیکرهها نمادین بودند، نه واقعگرا.
هنر قرون وسطی به هنر اروپا در فاصله تقریبی سده پنجم تا پانزدهم میلادی گفته میشود؛ یعنی از فروپاشی امپراتوری روم غربی تا آغاز رنسانس.
البته قرون وسطی یک دوره یکدست نبود. در طول این هزار سال، سبکهای هنری چندین بار تغییر کردند. هنر این دوره را میتوان تقریباً به چند مرحله مهم تقسیم کرد: هنر مسیحی آغازین، بیزانسی، رمانسک و گوتیک. در کنار اینها، هنر اسلامی، یهودی و فرهنگهای مختلف اروپایی نیز در شکلگیری هنر قرون وسطی نقش داشتند.
در یونان و روم باستان، انسان و جهان طبیعی موضوعات بسیار مهم هنر بودند. هنرمندان تلاش میکردند بدن انسان را طبیعی و زیبا نمایش دهند. اما با گسترش مسیحیت، هدف هنر تا حد زیادی تغییر کرد. هنر دیگر فقط برای نمایش زیبایی نبود؛ بلکه میتوانست وسیلهای برای آموزش داستانهای کتاب مقدس، بیان باورهای مذهبی، ایجاد حس معنوی، تزئین کلیساها و نشان دادن قدرت کلیسا و حکومت باشد.
برای همین، اگر در یک کلیسای قرون وسطایی با نقاشیای روبهرو شوید که بدن انسان در آن غیرطبیعی یا تخت به نظر میرسد، نباید فوراً فکر کنید هنرمند «نمیتوانسته» انسان را درست بکشد. هدف هنرمند همیشه واقعگرایی نبود؛ او میخواست اهمیت معنوی شخصیت را نشان دهد.
نمونهای از طبیعتگرایی هنر باستان، پیش از تحول قرون وسطایی.
نگارهای نمادین و مسطح، بازتاب هدف معنوی هنر قرون وسطی.
پس از گسترش مسیحیت در امپراتوری روم، هنرمندان مسیحی شروع به ایجاد زبان تصویری جدیدی کردند. یکی از مهمترین مکانهای این دوره، کاتاکومبها در شهر رم بودند. مسیحیان نخستین در این فضاهای زیرزمینی مردگان خود را دفن میکردند و روی دیوارها تصاویری از موضوعات مذهبی میکشیدند.
نمادهای سادهای مانند ماهی، صلیب، بره و کبوتر معانی مذهبی داشتند. بعدها، زمانی که مسیحیت در امپراتوری روم به رسمیت شناخته شد، ساخت کلیساهای بزرگ رونق گرفت.
دیوارنگارههای زیرزمینی نخستین مسیحیان با موضوعات مذهبی.
نمادهایی چون ماهی، صلیب، بره و کبوتر با معانی مذهبی رمزی.
یکی از مهمترین سنتهای هنری قرون وسطی، هنر بیزانسی بود که مرکز آن امپراتوری روم شرقی و بهویژه قسطنطنیه بود. هنر بیزانسی بهخصوص به خاطر موزاییکهای طلایی و شمایلهای مذهبی مشهور است.
در هنر بیزانسی، شخصیتهای مقدس معمولاً روبهرو دیده میشوند، حالتی آرام و جدی دارند، پسزمینه طلایی دارند و کمتر شبیه انسانهای عادی به نظر میرسند. چون هدف نمایش یک واقعیت معنوی بود، نه یک صحنه عادی از زندگی روزمره؛ طلایی بودن پسزمینه نیز میتوانست فضایی خارج از جهان مادی را تداعی کند.
شمایلی مذهبی با پسزمینهٔ طلایی، از نمونههای شاخص هنر بیزانسی.
شاهکار معماری بیزانسی در قسطنطنیه با گنبدی عظیم.
موزاییک از کنار هم قرار دادن قطعات کوچک سنگ، شیشه یا سرامیک ساخته میشود. بیزانسیها در این هنر فوقالعاده بودند. قطعات کوچک شیشهای که گاهی با طلا پوشیده شده بودند، نور را منعکس میکردند و باعث میشدند دیوارهای کلیسا درخشان به نظر برسند. یکی از بهترین نمونهها را میتوان در کلیساهای راونا در ایتالیا مشاهده کرد.
موزاییکهای طلاکوب کلیسای سان ویتاله در راونا، ایتالیا.
یکی از مشهورترین موزاییکهای بیزانسی، نمونهٔ اوج این هنر.
حدود سده یازدهم تا دوازدهم میلادی، سبک رمانسک در بخش بزرگی از اروپا گسترش یافت. معماری رمانسک ظاهری سنگین و قدرتمند دارد؛ ویژگیهای آن شامل دیوارهای ضخیم، پنجرههای نسبتاً کوچک، طاقهای نیمدایره، برجهای سنگی و بناهای محکم و قلعهمانند است.
در مجسمهسازی رمانسک نیز موضوعات مذهبی بسیار مهم بودند. مجسمهها اغلب روی درگاه کلیساها قرار میگرفتند و داستانهایی از کتاب مقدس را برای مردم روایت میکردند.
نمونهای از معماری سنگین و قلعهمانند سبک رمانسک.
درگاههای کلیسا با روایتهای مصور از داستانهای کتاب مقدس.
یکی از جذابترین بخشهای هنر قرون وسطی، نسخههای خطی تذهیبشده است. در آن زمان کتابها با دست نوشته میشدند و بسیار ارزشمند بودند. راهبان در صومعهها ساعتها و حتی سالها صرف نوشتن و تزئین کتابها میکردند. حروف اول صفحات ممکن بود با طلا، رنگهای درخشان، تصاویر گیاهان، حیوانات و شخصیتهای مذهبی تزئین شوند.
یکی از مشهورترین نمونهها Book of Kells است. این کتاب فقط یک متن مذهبی نیست؛ بلکه یک اثر هنری بسیار پیچیده نیز محسوب میشود.
نسخهٔ خطی تذهیبشدهٔ ایرلندی، از شاهکارهای هنر قرون وسطی.
حروف آغازین و حاشیههای تزئینشده با طلا و نگارههای رنگی.
از حدود سده دوازدهم میلادی، سبک جدیدی در اروپا شکل گرفت: گوتیک. این سبک ابتدا در معماری کلیساها ظاهر شد و سپس به مجسمهسازی، نقاشی و شیشههای رنگی نیز گسترش پیدا کرد. اگر رمانسک را با واژه «سنگین» توصیف کنیم، گوتیک را میتوان با واژه «بلند و نورانی» توصیف کرد.
معماران گوتیک میخواستند کلیساها بلندتر، بزرگتر و پرنورتر باشند و برای رسیدن به این هدف از فناوریهای معماری جدیدی استفاده کردند.
نمونهای درخشان از معماری گوتیک فرانسه با شیشههای رنگی مشهور.
نور رنگارنگ عبوری از شیشههای رنگی، نمادی از حضور الهی.
قوس نوکتیز: برخلاف قوس نیمدایرهای رمانسک، قوس گوتیک نوکتیز است.
طاق متقاطع: این سیستم کمک میکرد وزن سقف بهتر منتقل شود.
پشتبند معلق (Flying Buttress): این سازه وزن دیوارها و سقف را به بیرون منتقل میکرد. نتیجه این بود که دیوارها میتوانستند نازکتر شوند و پنجرههای بسیار بزرگتری ساخته شوند؛ و این ما را به یکی از زیباترین عناصر هنر گوتیک میرساند: شیشههای رنگی. نور خورشید از شیشههای رنگارنگ عبور میکرد و فضای داخلی کلیسا را پر از رنگ میکرد. برای انسان قرون وسطی، این نور میتوانست نمادی از حضور الهی باشد.
دو عنصر سازهای کلیدی که وزن سقف را بهتر منتقل میکردند.
سازهای بیرونی که وزن دیوارها را منتقل کرده و پنجرههای بزرگ را ممکن ساخت.
در ابتدای قرون وسطی، مجسمهها اغلب خشک و غیرطبیعی بودند. اما به تدریج هنرمندان گوتیک به نمایش حرکت، احساس و حالت طبیعی بدن علاقهمند شدند. شخصیتها دیگر کاملاً خشک و بیحرکت نیستند؛ چهرهها احساس بیشتری دارند، لباسها طبیعیتر روی بدن قرار میگیرند و شخصیتها کمکم شبیه انسانهای واقعی میشوند. این تحول بسیار مهم است؛ چون هنر اروپا دوباره در حال نزدیک شدن به طبیعتگرایی هنر یونان و روم بود.
پیکرههایی با حالت و حرکت طبیعیتر نسبت به دورهٔ رمانسک.
نمونهای از احساس و طبیعیگرایی تازه در مجسمهسازی گوتیک.
نقاشی قرون وسطی عمدتاً مذهبی بود. موضوعاتی مانند عیسی مسیح، مریم مقدس، فرشتگان، حواریون، قدیسان و صحنههای کتاب مقدس بسیار رایج بودند.
اما در اواخر قرون وسطی، اتفاق مهمی رخ داد. هنرمندانی مانند جوتو شروع کردند شخصیتها را انسانیتر و احساسیتر نمایش دهند. در آثار جوتو، شخصیتها دیگر فقط نمادهای مذهبی نیستند؛ آنها غمگین میشوند، گریه میکنند، به یکدیگر نگاه میکنند و احساسات انسانی دارند. این تحول یکی از پلهای مهم میان هنر قرون وسطی و رنسانس بود.
نمایش احساسات انسانی، پلی میان هنر قرون وسطی و رنسانس.
صحنهای عاطفی که شخصیتها را انسانیتر از پیش نشان میدهد.
یک نکته مهم این است که «هنر قرون وسطی» را مساوی با «هنر مسیحی» ندانیم. در همین دوره، تمدن اسلامی در خاورمیانه، شمال آفریقا و بخشهایی از اروپا به شکوفایی رسید. هنر اسلامی در این دوره در زمینههایی مانند خوشنویسی، هندسه، کاشیکاری، معماری، تذهیب و نقوش گیاهی پیشرفت بسیار زیادی داشت. همچنین جوامع یهودی و فرهنگهای مختلف اروپایی نیز سنتهای هنری خود را داشتند؛ بنابراین قرون وسطی یک جهان فرهنگی بسیار متنوع بود.
نمونهای از اوج هنر هندسه و کاشیکاری در معماری اسلامی.
ترکیب خط، نقوش گیاهی و تذهیب در هنر اسلامی این دوره.